
جمعه
پنجشنبه 93/08/29
روزی هزار بار دلت را شکسته ام
بی خود به انتظار وصالت نشسته ام
هر جمعه قول می دهم که آدم شوم
ولی هم عهد خویش هم دلتان را شکسته ام

نامه شهید خلیلی به رهبر انقلاب
چهارشنبه 93/08/28
سلام آقاجان
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛
دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…
من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.
اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!
ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…
یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!
من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.
آقاجان!
بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر تشریح نفرمودید؟
مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟
یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟؟
رهبرم!
جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.
آقا جان!
من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.
بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

وصیتنامه ی شهید حاج حسین خرازی
چهارشنبه 93/08/28
بسم رب الصدیقین
خطاب به فرماندهان ورزمندگان اسلام
- ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم کلامی و دعایی جز این نباید داشته باشیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»
- اگر در پیروزیها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انکار خداست.
- اگر برای خدا جنگ میکنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش کنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر کار برای خداست گفتنش برای چه؟
- در مشکلات است که انسانها آزمایش میشوند. صبر پیشه کنید که دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم.
- هر چه که میکشیم و هر چه که بر سرمان میآید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.
- سهلانگاری و سستی در اعمال عبادی تأناثثیر نامطلوبی در پیروزیها دارد.
- همه ما مکلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارساییها بنا به فرمان رهبری، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس وظیفه شرعی میجنگیم نه به قصد پیروزی تنها.
- مطبوعات ما جنگ را درشت مینویسد، درست نمینویسد.
- مسأله من تنها جنگ است و در همان جا هم مسأله من حل میشود.
- همواره سعیمان این باشد که خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم که شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند.
- من علاقمندم که با بیآلایشی تمام، همیشه در میان بسیجیها باشم و به درد دل آنها برسم.
وصیتنامه اول:
… از مردم میخواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول میخواهم که آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا کنند و از خدا میخواهم که ادامهدهنده راه آنها باشم. آنهایی که با بودنشان و زندگیشان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولین عزیز و مردم حزبالهی میخواهم که در مقابل آن افرادی که نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف کنند و الان در کشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بیحجابی زدهاند در مقابل آنها ایستادگی کنید و با جدیت هر چه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید.
وصیت نامه دوم :
استغفرالله، خدایا امان از تاریکی و تنگی و فشار قبر و سوال نکیر و منکر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دل شکسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را میدانم و بس. و بر تو توکل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست، خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده کل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام کافر را از سر مسلمین بکن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهکاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول کن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهرهمندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم … میدانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممکن است زیادهروی کرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم کنید و آمرزش بخواهید.

سلام بر حسین علیه السلام
سه شنبه 93/08/27
السلام علی من جعل الشفاءفی تربته
درود برکسی که خدا شفارا در تربتش قرار داد
السلام علی شهید الشهداء
درود بر پیشوای شهیدان
سلام بر حسین برپا کننده نماز وزکات ، سلاو درود بر حسین شهید مظلوم
سلام ودرود بر حسین امرکننده به نیکی هاونهی کننده از بدی ها
سلام ودرود برحسین برپا دارنده سنت های الهی
سلام ودرود بر حسین خاموش کننده فتنه ها
سلام ودرود بر حسین جهادگر واقعی در راه خدا
سلام ودورود بر حسین نابود کننده طغیان و طغیان گران
سلام درود برحسین معلم بزرگ آزادی و آزادگی
سلام دردو بر حسین یاری کننده حق ومایه رحمت مسلمانان
سلام وردرود بر حسین شکیبا وصبورویتیم نواز
سلام ودررود بر حسین همنشین خانه و محراب خدا
سلام برا اباعبدالله الحسین که گریزان بود از لذتهای و خوشی های زودگذر دنیا
و سلام بر حسین سالار و شهیدان و سرور جوانان بهشت
وسلام درود بر حسین که چون قرآن الهی ، پرچم نجات است و تربتش شاست وهمانند قرآن لحظه ای از حق به باطل گرایش پیدا نکرد
حسین چنان با عظمت ویزرگوار است که معاویه به فرزندش یزید می گوید :
یزید برحذر باش از اینکه خدا را ملاقات کنی در حالی که دستت به خون حسین رنگین شده باشد زیرا پامبر مکررا”
قاتل حسین را لعنت فرموده اند ، خون حسین خون پیامبر است
شمر ذالجوشن نیز پیرامون عظمت و مقام والای امام حسین می گوید
حسین برای ما هماوردی آزاد منش است وخطاب به حسین می گوید
به خدا سوگند سرت را جدا می کنم در حالی که میدانم تو سید و آقای عظیم الشان وفرزند محمد (ص) هستی و بهترین مردم از ناحیه پدری ومادری

حجاب
دوشنبه 93/08/26
وزیر امور خارجه ایتالیا در سفر اخیرش به تهران به شدت اصرار داشت تا بدون حجاب وارد کشور شود که این موضوع با واکنش مقامات کشورمان مواجه شد.
سایت جهان نوشت: طبق پروتکلی که از پیش میان ایران و سایر کشورهای جهان به توافق رسیده است، کلیه بانوان دیپلمات سایر کشورها موظفند با حجاب روسری و پوشیدگی متعارف در ایران وارد کشور شوند.
اما هنگام نشستن هواپیمای حامل وزیر امور خارجه ایتالیا، وقتی مدیر تشریفات وزارت امور خارجه با سه روسری رنگین برای استقبال از وی وارد هواپیما میشود، او قبول نمیکند و میگوید که فقط بدون حجاب حاضر است وارد ایران شود.
وقتی گفته میشود که طبق پروتکل باید عمل شود، وی پاسخ می دهد که چطور مقامات ایرانی در ضیافتهای ما به خاطر سرو مشروب حاضر نمیشوند، من هم حاضر نیستم تن به این محدودیت بدهم.
اصرارها راه به جایی نمیبرد و بالاخره مدیرکل تشریفات با محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان تلفنی تماس میگیرد و کسب تکلیف میکند و خواستار مکالمه وی با وزیر امور خارجه ایتالیا میشود.
ظریف ضمن اینکه حاضر به مکالمه تلفنی نشده است میگوید: بگویید اگر نخواهید حجاب داشته باشید، نمیتوانیم در تهران از شما پذیرایی کنیم و همه قرارهای شما لغو میشود.
وی با ناراحتی در داخل هواپیما ابتدا با ایتالیا تماس تلفنی برقرار میکند و بعد با عصبانیت و پس از کشیدن چند سیگار، با اکراه روسری را به سر کرده و از پلکان هواپیما پایین می آید.